|
تو با اون نگاه گرمت توی قلب من نشستی تو یه احساس قشنگی تو خود آرزو هستی تو یعنی اوج یه رویا بی نیاز از همه اما من واست غرق نیازم لبریز از عشق وتمنا وقتی قهر می کنی قلبم می کنه پا در میونی قهر و آشتیات قشنگه تو که از مابهترونی می گی تنها تو به چشمم تو فقط این جوری هستی تو می گی دید من اینه خب خودت بگو کی هستی؟ نگو یه آدم ساده واسه من فرشته ای تو مثه واژه های ناب توی هر نوشته ای تو نه سیاهی نه سفیدی تو خودت رنگین کمونی تو هوایی نفسی تو می میرم اگه نمونی تو مثه معجزه هستی واسه من از همه سرتر تو به من بخشیدی خوبم با نگات یه حس بر تر تو نگاهت عاشقونس خیلی خیلی مهربونی تو بتی من بت پرستم با توام ابرو کمونی تو یه قصه قشنگی واسه چشام لالایی همه خوبیا رو داری ولی حیف!تو بی وفایی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 13:19 توسط مرشاد
| ||
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 18:51 توسط مرشاد
| ||
|
ذوالجناح آمد وایینه زخم است تنش هر چه آیینه به قربان چنین آمدنش این زبان بسته چه دیده است که در ظهر عطش چشمه در چشمه سرشک است زبان سخنش؟ بی سوار از سفر کرب و بلا آمده است مثل باغی که به تاراج رود یاسمنش وای، ای وای به خونی که حنایی شده است جا به جای بدنش،یال شکم در شکنش با سکوتی به بلندای هزاران فریاد نوحه می خواند وبانوی حرم سینه زنش
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 13:0 توسط مرشاد
| ||
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 12:0 توسط مرشاد
| ||
بی تونمی خوام دیگه دنیا به کامم باشه حتی یه لحظه خوب در انتظارم باشه بی تو نمی خوام دیگه تو اسمونا باشم می خوام توقعر زمین تنهای تنها باشم بی تو نمی خوام دیگه دوباره پیدا بشم مجنون و دیوونه و شیدا لیلا بشم بی تو نمی خوام دیگه جون توبدنم بمونه بی تو می خوام بمیرم بی عذر وبی بهونه بی تو اگر تو خواستی تا اخرش می مونم اما بدون عزیزم تویی تو مهربونم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 14:10 توسط مرشاد
| ||
| ||
| ||