سو گند به معناي دوستي سوگند به شكوه عشق و ارزش محبت سوگند به شبنم صبحگاهي بر روي سوگند به تپش هاي قلبم و به به هنگام بوسه گرفتن از لبانت بر پيشانيم مي نشيند دوستت دارم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 19:5 توسط مرشاد
| ||
![]()
شكارچي دل.....؟!! دختر افسونگر زيبا چشمي كه ابروانش بي شباهت
به خنجر بران نيست دل نويسنده ي حساس شوريده حالي را با تير نگاهش شكار كرد و ميان دستان ظريف خود چنگ زنان با خود برد. نويسنده ي تيره بخت عاشق پيشه سؤال كرد ؟... با دل زخم دار چه خواهي كرد؟..... جواب داد هيچ به دورش مي اندازم . نويسنده پرسيد پس چرا با تير نگاهت شكارش كردي ؟؟ خنديد و گفت : مي داني شكارچي دل بي رحم است شكار مي كند ولي هرگز به شكار خود دل نمي بندد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 19:4 توسط مرشاد
| ||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 19:6 توسط مرشاد
| ||
|
گرگ است نيست مردم آن كس كه دادگرنيست
بهترزدادازايزداندرجهان خبر نيست عدالت زيباترين واژه در طول تاريخ بوده و خواهد بود. عدالت پايه هاي اساسيِ هستيِ هدفدار است. عدالت،عامل شكوفايي و به فحلت رسيدن همه ي استعدادهاي سازنده بشري در حيات فردي رجمعي است. عدالت،جوهر اصليِ نظمِ برجهان است.فرزندان آدم پس ازتوفيق يافتن به نعمتِ بزرگ وجود كه فيض اعظم خداوندي است.به هيچ چيزي مانند عدالت نيازمند نيست.درتمام طول تاريخ،هر جا كه شكوفايي و پيشرفتي مفيدمشاهده گرديد.در آن جا دست عدالت را خواهيد ديدكه رسالت عظماي خود را انجام داده است. با لعكس،در هر جا كه نكبت، پژمردگي،بد بختي،برگشت باعقب و سقوط دامن گيربشري شده است،بدون تحمّل زحمت زياد،چنگال هاي خونين ظلم را خواهيد ديدكه گلوي حاميان عدالت را گرفته و آنان را به خاك وخون كشيده است.بنابراين،بياييد بعد از اين يك تقسيم بندي ديگري درمورد علل اعتلا وسقوط جوامع بشري را اضافه كنيم و آن عبارت است از:دوران شكوفايي عدالت،با نوع يا انواعي كه دارد،و عدم شكوفايي آن در يك جامعه. شايدبا اين تقسيم بندي راهي براي حل نهاييِ بروز اعتلا و سقوط تمدن هاي بيست ويك گانه ي تاريخ پيدا كنيم. در قرآن بارها ذكر شده است كه عامل سقوط تمدن ها به وجود آمدن ظلم وبي عدالتي مي باشد. ((در سوره ي يونس آيه(3) (( وَ لَقَدْ اَهْلَكْتَا القُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ كمّا ظَلَمُوا)) وما اقوام و مللي را پيش از شما به جهت ظلمي كه كردند،به هلاكت رسانديم. اكنون عدالت همچون سرخرگ ها است كه خوني شفاف و پُراز عطر معطّرِبرابري را براي تمام جامعه مي برد و طراوت وتندرستي كه ركن زندگي است را به جامعه هديه مي دهدوهميشه چهره روزگار،شاهد نقش بستن سپيده ي فجرعدالت است. ولي افسوس كه تاريكي و غبار بر چهره ي حقيقت هستي نقش بسته است.ونمي گذارد كه آتشفشان عدل ومساوات در درونقلب هاي خسته مردم فوران كند وجهان را پر از زيبايي و پاكي سازد.
(( به اميد بر پايي عدل ومساوات علي گونه))
((انشاء الله)) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 18:14 توسط مرشاد
| ||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 18:37 توسط مرشاد
| ||
| ||
| ||